رواق / Ravaq

ای که دایم به خویش مغروری ۴۵۳

1 h 6 min · 6. tammi 2026
jakson ای که دایم به خویش مغروری ۴۵۳ kansikuva

Kuvaus

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۳ فاعلاتن مفاعلن فعلن ای که دايم به خويش مغروری گر تو را عشق نيست معذوری گرد ديوانگان عشق مگرد که به عقل عقيله مشهوری مستی عشق نيست در سر تو رو که تو مست آب انگوری روی زرد است و آه دردآلود عاشقان را دوای رنجوری بگذر از نام و ننگ خود حافظ ساغر می طلب که مخموری Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

Kommentit

0

Ole ensimmäinen kommentoija

Rekisteröidy nyt ja liity رواق / Ravaq-yhteisöön!

Aloita maksutta

14 vrk ilmainen kokeilu

Kokeilun jälkeen 7,99 € / kuukausi. · Peru milloin tahansa.

  • Podimon podcastit
  • 20 kuunteluaikaa / kuukausi
  • Lataa offline-käyttöön

Kaikki jaksot

594 jaksot

jakson رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی ۴۶۵ kansikuva

رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی ۴۶۵

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی مسکين چو من به عشق گلی گشته مبتلا و اندر چمن فکنده ز فرياد غلغلی می‌گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم می‌کردم اندر آن گل و بلبل تاملی گل يار حسن گشته و بلبل قرين عشق آن را تفضلی نه و اين را تبدلی چون کرد در دلم اثر آواز عندليب گشتم چنان که هيچ نماندم تحملی بس گل شکفته می‌شود اين باغ را ولی کس بی‌بلای خار نچيده‌ست از او گلی حافظ مدار اميد فرج از مدار چرخ دارد هزار عيب و ندارد تفضلی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

9. kesä 202654 min
jakson بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی ۴۶۴ kansikuva

بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی ۴۶۴

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۴ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی خوش باش زان که نبود اين هر دو را زوالی در وهم می‌نگنجد کاندر تصور عقل آيد به هيچ معنی زين خوبتر مثالی شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی آن دم که با تو باشم يک سال هست روزی وان دم که بی تو باشم يک لحظه هست سالی چون من خيال رويت جانا به خواب بينم؟ کز خواب می‌نبيند چشمم بجز خيالی رحم آر بر دل من کز مهر روی ماهت شد شخص ناتوانم باريک چون هلالی حافظ مکن شکايت گر وصل دوست خواهی زين بيشتر ببايد بر هجرت احتمالی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

7. kesä 202640 min
jakson سلام الله ما کر اللیالی ۴۶۳ kansikuva

سلام الله ما کر اللیالی ۴۶۳

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۳ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل سلامُ اللهِ ما کَرَّ اللَّيالي و جاوَبتِ المَثاني و المَثالي عليٰ وادِي الاَراکِ و مَن عليها و دارٍ باللِّویٰ فوقَ الرِّمالي دعاگوی غريبان جهانم و اَدعو بِالتَّواتُر و التَّوالي به هر منزل که رو آرد (خدایا) خدا را نگه دارش به لطف لايزالی منال ای دل که در زنجير زلفش همه جمعيت است آشفته‌حالی ز خطّت صد جمال ديگر افزود که عمرت باد صد سال جلالی تو می‌بايد که باشی ور نه سهل است زيانِ مايه‌ی جاهی و مالی بر آن نقاش قدرت آفرين باد که گرد مه کشد خط هلالی فَحُبُّک راحتي في کُلِ حينٍ و ذِکرُک مونسي في کلِ حالي سويدای دل من تا قيامت مباد از شوق و سودای تو خالی کجا يابم وصال چون تو شاهی من بدنام رند لاابالی؟ خدا داند که حافظ را غرض چيست و عِلمُ اللّٰهِ حَسبي مِن سوالي Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

6. kesä 202654 min
jakson یا مبسما یحاکی درجا من اللعالی ۴۶۲ kansikuva

یا مبسما یحاکی درجا من اللعالی ۴۶۲

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۲ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن يا مُبسِماً يُحاکي دُرجاً مِن اللّآلي يا رب چه درخور آمد گِردش خط هلالی حالی خيال وصلت خوش می‌دهد فريبم تا خود چه نقش بازد اين صورت خيالی می ده که گر چه گشتم نامه‌سياه عالم نوميد کی توان بود از لطف لايزالی ساقی بيار جامی و از خلوتم برون کش تا در به در بگردم قلاش و لاابالی از چار چيز مگذر گر عاقلی و زيرک امن و شراب بی‌غش، معشوق و جای خالی چون نيست نقش دوران در هيچ حال ثابت حافظ مکن شکايت تا می خوريم حالی صافی‌ست جام خاطر در دور آصف عهد قُم فَاسقِني رَحيقاً اَصفيٰ مِن الزُّلالي المُلکُ قَد تَباهي مِن جَدَّه و جِدِّه يا رب که جاودان باد اين قدر و اين معالی مسندفروز دولت کان شکوه و شوکت برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

3. kesä 202655 min
jakson کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی ۴۶۱ kansikuva

کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی ۴۶۱

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن کتبتُ قصةَ شوقي و مَدمَعي باکي بيا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی بسا که گفته‌ام از شوق با دو ديده‌ی خود اَيا منازلَ سلمي فَاين سَلماکی عجيب واقعه‌ای و غريب حادثه‌ای اَنَا اصطَبَرتُ قَتيلاً و قاتلي شاکي که را رسد که کند عيب دامن پاکت که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل چو کلک صنع رقم زد به آبی و خاکی صبا عبيرفشان گشت ساقيا برخيز و هاتِ شمسةَ کَرمٍ مُطَيِّبٍ زاکي دَعِ التَّکاسُلَ تَغنَم فَقَد جَريٰ مَثَلٌ که زاد راهروان چستی است و چالاکی اثر نماند ز من بی شمايلت آری اَريٰ مَآثِرَ مَحيايَ من مُحيّاکي ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند که همچو صنع خدایی ورای ادراکی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

2. kesä 20261 h 4 min