رواق / Ravaq

کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی ۴۶۱

1 h 4 min · 2. kesä 2026
jakson کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی ۴۶۱ kansikuva

Kuvaus

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۱ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن کتبتُ قصةَ شوقي و مَدمَعي باکي بيا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی بسا که گفته‌ام از شوق با دو ديده‌ی خود اَيا منازلَ سلمي فَاين سَلماکی عجيب واقعه‌ای و غريب حادثه‌ای اَنَا اصطَبَرتُ قَتيلاً و قاتلي شاکي که را رسد که کند عيب دامن پاکت که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل چو کلک صنع رقم زد به آبی و خاکی صبا عبيرفشان گشت ساقيا برخيز و هاتِ شمسةَ کَرمٍ مُطَيِّبٍ زاکي دَعِ التَّکاسُلَ تَغنَم فَقَد جَريٰ مَثَلٌ که زاد راهروان چستی است و چالاکی اثر نماند ز من بی شمايلت آری اَريٰ مَآثِرَ مَحيايَ من مُحيّاکي ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند که همچو صنع خدایی ورای ادراکی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

Kommentit

0

Ole ensimmäinen kommentoija

Rekisteröidy nyt ja liity رواق / Ravaq-yhteisöön!

Aloita maksutta

14 vrk ilmainen kokeilu

Kokeilun jälkeen 7,99 € / kuukausi. · Peru milloin tahansa.

  • Podimon podcastit
  • 20 kuunteluaikaa / kuukausi
  • Lataa offline-käyttöön

Kaikki jaksot

597 jaksot

jakson که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی ۴۶۸ kansikuva

که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی ۴۶۸

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۸ فعلات و فاعلاتن فعلات و فاعلاتن که برد به نزد شاهان ز من گدا پيامی که به کوی بزم درد‌نوشان دو هزار جم به جامی؟ شده‌ام خراب و بدنام و هنوز اميدوارم که به همت عزيزان برسم به نيک‌نامی تو که کيميافروشی نظری به قلب ما کن که بضاعتی نداريم و فکنده‌ايم دامی عجب از وفای جانان که تفقدی نفرمود نه به نامه‌ای پيامی نه به خامه‌ای سلامی اگر اين شراب خام است اگر آن حريف پخته به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی ز رهم ميفکن ای شيخ به دانه‌های تسبيح که چو مرغ زيرک افتد نفتد به هيچ دامی سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی به کجا برم شکايت به که گويم اين حکايت که لبت حيات ما بود و نداشتی دوامی بگشای تير مژگان و بريز خون حافظ که چنان کشنده‌ای را نکند کس انتقامی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

14. kesä 20261 h 5 min
jakson زآن می عشق کزو پخته شود هر خامی ۴۶۷ kansikuva

زآن می عشق کزو پخته شود هر خامی ۴۶۷

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن زان می عشق کزو پخته شود هر خامی گر چه ماه رمضان است بياور جامی روزها رفت که دست من مسکين نگرفت ساق شمشادقدی ساعد سيم‌اندامی روزه هر چند که مهمان عزيز است ای دل صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی مرغ زيرک به در خانقه اکنون نپرد که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی گله از زاهد بدخو نکنم رسم اين است که چو صبحی بدمد در پی‌اش افتد شامی يار من چون بخرامد به تماشای چمن برسانش ز من ای پيک صبا پيغامی آن حريفی که شب و روز می صاف کشد بود آيا که کند ياد ز دردآشامی؟ حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد کام دشوار به دست آوری از خودکامی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

Eilen57 min
jakson این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ۴۶۶ kansikuva

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ۴۶۶

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۶ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن اين خرقه که من دارم در رهن شراب اولی وين دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم، چندان که نگه کردم در کنج خراباتی افتاده خراب اولی چون مصلحت‌انديشی دور است ز درويشی هم سينه پر از آتش هم ديده پرآب اولی من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت اين قصه اگر گويم با چنگ و رباب اولی تا بی‌سروپا باشد اوضاع فلک زين دست در سر هوس ساقی در دست شراب اولی از همچو تو دلداری دل برنکنم آری چون تاب کشم باری زان زلف به‌تاب اولی چون پير شدی حافظ از ميکده بيرون آی رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

10. kesä 202656 min
jakson رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی ۴۶۵ kansikuva

رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی ۴۶۵

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۵ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن رفتم به باغ تا که بچینم سحر گلی آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی مسکين چو من به عشق گلی گشته مبتلا و اندر چمن فکنده ز فرياد غلغلی می‌گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم می‌کردم اندر آن گل و بلبل تاملی گل يار حسن گشته و بلبل قرين عشق آن را تفضلی نه و اين را تبدلی چون کرد در دلم اثر آواز عندليب گشتم چنان که هيچ نماندم تحملی بس گل شکفته می‌شود اين باغ را ولی کس بی‌بلای خار نچيده‌ست از او گلی حافظ مدار اميد فرج از مدار چرخ دارد هزار عيب و ندارد تفضلی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

9. kesä 202654 min
jakson بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی ۴۶۴ kansikuva

بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی ۴۶۴

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۴ مفعول و فاعلاتن مفعول و فاعلاتن بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی خوش باش زان که نبود اين هر دو را زوالی در وهم می‌نگنجد کاندر تصور عقل آيد به هيچ معنی زين خوبتر مثالی شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی آن دم که با تو باشم يک سال هست روزی وان دم که بی تو باشم يک لحظه هست سالی چون من خيال رويت جانا به خواب بينم؟ کز خواب می‌نبيند چشمم بجز خيالی رحم آر بر دل من کز مهر روی ماهت شد شخص ناتوانم باريک چون هلالی حافظ مکن شکايت گر وصل دوست خواهی زين بيشتر ببايد بر هجرت احتمالی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

7. kesä 202640 min