رواق / Ravaq
«««««🍷میبهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۸۲ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی اسباب جمع داری و کاری نمیکنی چوگان حکم در کف و گویی نمیزنی باز ظفر به دست و شکاری نمیکنی اين خون که موج میزند اندر جگر مرا در کار رنگ و روی نگاری نمیکنی مشکين از آن نشد دم خلقت که چون صبا بر خاک کوی دوست گذاری نمیکنی ترسم کز اين چمن نبری آستين گل کز گلشنش تحمل خاری نمیکنی در آستين جان تو صد نافه مدرج است وان را فدای طره ياری نمیکنی ساغر لطيف و دلکش و میافکنی به خاک و انديشه از بلای خماری نمیکنی حافظ برو که بندگی پادشاه وقت گر جمله میکنند تو باری نمیکنی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]
611 episoder
Kommentarer
0Vær den første til at kommentere
Tilmeld dig nu og bliv en del af رواق / Ravaq-fællesskabet!