تاریخ تازهها
یکشنبۀ گذشته ۱۷ ماه مه ۲۰۲۶ برابر با ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ خورشیدی، گروههایی از ایرانیان در برابر کنگرۀ آمریکا در واشنگتن برضد جمهوری اسلامی تظاهرات و راهپیمایی کردند. به گزارش وبگاه «سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران»، در این تظاهرات که زیر عنوان «تظاهرات ایران آزاد» برگزار شد، «تظاهرکنندگان با محکوم کردن جنایتهای جمهوری اسلامی پشتیبانی خود را از شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران اعلام کردند». در گزارشهای تصویری که تاکنون از تظاهرات یکشنبۀ گذشته در واشنگتن منتشر شده، افزون بر پرچمهای سازمان مجاهدین خلق، پرچم حزب دموکرات کردستان و تصویرهایی از کشتهشدگان تظاهرات دیماه ۱۴۰۴ نیز دیده میشود. وبگاه « سازمان مجاهدین خلق» متن سخنرانی ۹ تن از سخنرانان مراسم روز یکشنبه را منتشر کرده است. در میان سخنرانان به نام «هزار برنجی» (نمایندۀ حزب دمکرات کردستان ایران) نیز برمیخوریم که نشاندهندۀ همکاری سیاسی و احتمالاً نظامی این حزب با سازمان مجاهدین است. نخستین بار نیست که احزاب کُرد ایرانی کارزار مشترک با مجاهدین برگزار میکنند. همکاری آنها از مدتها پیش آغاز شده است. در پانزدهم مارس امسال که جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران وارد سومین هفتۀ خود شده بود، اعضا و هواداران «حزب دموکرات کردستان ایران»، «حزب آزادی کردستان»، «سازمان خِبات کردستان ایران»، «حزب حیات آزاد کردستان» و «کوملۀ زحمتکشان کردستان» تجمعی اعتراضی با عنوان «همبستگی» در استکهلم سوئد برگزار کردند. در گذشته، اختلاف ایدئولوژیک میان سازمان مجاهدین خلق و احزاب چپ کُردی، همکاری نزدیک و درازمدت آنها را ناممکن میکرد. رقابت در میان گروههای گوناگون کُرد نیز گهگاه دشمنانه میشد و حتی به درگیری نظامی میانجامید. زد و خوردهای مسلحانه میان حزب دموکرات کردستان و کومله از یادها نرفته است. پس از فرار ابوالحسن بنیصدر و مسعود رجوی از ایران در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱ میلادی) و تشکیل «شورای ملی مقامت»، حزب دموکرات کردستان ایران به رهبری عبدالرحمن قاسملو نیز به آن شورا پیوست، اما در سال ۱۳۶۳ (۱۹۸۴ میلادی) به سبب اختلافهای سیاسی و ایدئولوژیک با رهبری مجاهدین از شورا خارج شد. همکاریهای تاکتیکی گروههای مخالف جمهوری اسلامی برای به راه انداختن کارزارهای مشترک در اوضاع و احوال کنونی کاملاً فهمیدنی است. اما آیا میتوان انتظار داشت که چنین همکاریهایی به شکلگیری اپوزیسیونی سازمانیافته و برنامهای پذیرفتنی برای آیندۀ ایران بینجامند؟ اپوزیسیون جمهوری اسلامی از آغاز تاکنون چند پاره و پراکنده باقی مانده است. پس از انقلاب، اختلافهای سیاسی- ایدئولوژیک میان اسلامگرایان، لیبرالها، مارکسیستها، قومگرایان و ملیگرایان سبب شد که آنها نتوانند باهم متحد شوند و سیاست راهبردی مشترک تنظیم کنند. زیرا هرکدام بر دیدگاه خاص خود برای آیندۀ کشور پافشاری میکردند. این چندپارگی دهههاست ادامه دارد و هرگونه کوششی را برای به راه انداختن کارزاری نیرومند برضد رژیم ناممکن میکند. از سوی دیگر، به عقیدۀ بسیاری از ناظران بینالمللی، جمهوری اسلامی توانایی عجیبی برای سازگار شدن با بحرانها دارد. حتی بحران بزرگی مانند تشکیل تیم مستقلِ رسیدگی به قتلهای زنجیرهای در ژانویه ۱۹۹۹ به فروپاشی جمهوری اسلامی نینجامید. زیرا رژیم در غیاب یک اپوزیسیون منسجم و نیرومند، بحرانها را مهار و بر تناقضهای خود غلبه میکند. جنبشهای اعتراضی گسترده در ایران گهگاه جریانها و شخصیتهای مخالف جمهوری اسلامی را در خارج از کشور به تکاپو وامیدارد، اما اختلافهای سیاسی- ایدئولوژیک آنها را از همکاری و برگزاری کارزارهای مشترک بازمیدارد. سرچشمۀ بعضی از این اختلافها در پیش از انقلاب نهفته است. اختلاف میان پادشاهیخواهانِ پشتیبان رضا پهلوی و سازمان مجاهدین خلق که در میان مخالفان جمهوری اسلامی سازمانیافتهتر از همه است، اختلافی نیست که به سادگی از میان برود. یکی از شعارهای اصلی پادشاهیخواهان یا سلطنتطلبان، «مرگ بر سه فاسد، ملا چپی مجاهد» است. در حالی که شعار سازمان مجاهدین و احزاب کردی، «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» است. این دو شعار نشاندهندۀ شکاف گذرناپذیر میان این دو جناح از اپوزیسیون جمهوری اسلامی است. نمایندۀ حزب دموکرات کردستان ایران در سخنرانیاش در گردهمآیی روز یکشنبه در برابر کنگرۀ آمریکا در واشنگتن، سیاست راهبردی حزبش را چنین خلاصه کرد: نه به دیکتاتوری با عمامه، نه به دیکتاتوری با تاج، نه به دیکتاتوری با کراوات و نه به دیکتاتوری با شعار جدید اما برخورد متحجر. این سیاست راهبردی کم و بیش همان سیاست مجاهدین خلق است. به گفتۀ بسیاری از کارشناسان ایرانی و خارجی، ارزیابی میزان حمایت مردم ایران از هر یک از این دو جناح یا تخمین درجۀ تواناییِ آنها برای اثرگذاری بر رویدادهای آیندۀ کشور دشوار است. به عقیدۀ بعضی از ناظران کنجکاو، تحلیلگران و دیپلماتهای غربی، این دو جناح از اپوزیسیون جمهوری اسلامی در میان ایرانیان خارج از کشور محبوبتر از ایرانیان داخل کشور اند. با این حال، بسیاری از ایرانیان خارج نسبت به هردوی آنها سخت بدبین اند. اما آنان از شبکههای سازمانیافته و رسانههای حرفهای و پرهزینه بهرهمند نیستند. نبود یک اپوزیسیون یکپارچه و شخصیتی توانا که آن را نمایندگی کند، سبب شده است که جامعۀ بینالمللی واکنش درخوری به سرکوب خونین جنبشهای اعتراضی مردم در ایران نشان ندهد. تظاهرات گهگاهی هواداران این یا آن جناح از اپوزیسیون جمهوری اسلامی به منظور جلب حمایت دولتهای غربی به ویژه ایالات متحد آمریکا هنوز به نتیجهای نینجامیده است. درخواست آشکار گروههایی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی از دولتهای آمریکا و اسرائیل برای بمباران هرچه بیشتر تأسیسات نظامی و زیرساختهای حیاتی کشور، در نهایت، به بیاعتبار شدن آنها حتی در افکار عمومی جهانیان انجامیده است. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی از این رفتارها بیشترین بهره را میجوید و خود را پاسدار تمامیت ارضی کشور و منافع ملی معرفی میکند.
24 episoder
Kommentarer
0Vær den første til at kommentere
Tilmeld dig nu og bliv en del af تاریخ تازهها-fællesskabet!