یکی بود یکی نبود - Yeki Bood Yeki Nabood
در يک سرزمين دور شاهی زندگي میكرد كه بايد هر روز لباسی نو برايش مي دوختند تا اينكه....ديگر لباسی در كار نبود. چي شد؟ داستان رو گوش کنید..
Vær den første til at kommentere
Tilmeld dig nu og bliv en del af یکی بود یکی نبود - Yeki Bood Yeki Nabood-fællesskabet!
Derefter 99 kr. / måned · Opsig når som helst
13 episoder
یکی بود یکی نبود: قسمت سیزده- آقا بودوقک
آقا بودوقک، پسربازيگوش، روزی در منقار يك پليكان به شهر موسيقی می رود. او در سالن كنسرت آن شهر همراه قورباغهاش گير می افتد اما....
یکی بود یکی نبود: قسمت دوازده - لباس شاه
یکی بود یکی نبود: قسمت یازدهم - پرنده
هارك پير جنگلبان است. همه عمر او در طبيعت و در كنار پرندگان گذشته؛حالا مرگ از راه رسيده. ولي او با مرگ نمي رود. چرا؟ قصه او را با ما بشنويد.
یکی بود یکی نبود: قسمت دهم - گوسفند سرآشپز
كلوتيلد يك گوسفنده كه يك آرزو بيشتر نداره: سرآشپز شدن. چطوری؟ داستان رو دنبال كنيد.
یکی بود یکی نبود: قسمت نهم - گردآفرید
گردآفرید که وارد جبهه جنگ شد، نیروهای ایرانی جان تازه ای گرفتند ، جنگ دوباره بالا گرفت. گردآفرید می جنگید و شمشیر می زد و جلو می رفت تا رسید به سهراب. حالا مبارزه آنان رو در رو شده بود. حدس میزنید چه کسی برنده این نبرد خواهد بود؟ داستان را دنبال كنيد.
Kommentarer
0Vær den første til at kommentere
Tilmeld dig nu og bliv en del af یکی بود یکی نبود - Yeki Bood Yeki Nabood-fællesskabet!