رواق / Ravaq
«««««🍷میبهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۸۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ساقيا سايهی ابر است و بهار و لب جوی من نگويم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی گوش بگشای که بلبل به فغان میگويد خواجه تقصير مفرما گل توفيق ببوی بوی يکرنگی از اين نقش نمیآيد، خيز دلق آلودهی صوفی به می ناب بشوی سفلهطبع است جهان بر کرمش تکيه مکن ای جهانديده ثبات قدم از سفله مجوی دو نصيحت کنمت بشنو و صد گنج ببر از در عيش درآ و به ره عيب مپوی شکر آن را که دگربار رسيدی به بهار بيخ نيکی بنشان و ره تحقيق بجوی روی جانان طلبی آينه را قابل ساز ور نه هرگز گل و نسرين ندمد ز آهن و روی گفتی از حافظ ما بوی ريا میآيد آفرين بر نفست باد که خوش بردی بوی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]
616 jaksot
Kommentit
0Ole ensimmäinen kommentoija
Rekisteröidy nyt ja liity رواق / Ravaq-yhteisöön!