رواق / Ravaq

ساقیا سایه‌ی ابر است و بهار و لب جوی ۴۸۵

57 min · I går
episode ساقیا سایه‌ی ابر است و بهار و لب جوی ۴۸۵ cover

Description

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۸۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ساقيا سايه‌ی ابر است و بهار و لب جوی من نگويم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی گوش بگشای که بلبل به فغان می‌گويد خواجه تقصير مفرما گل توفيق ببوی بوی يکرنگی از اين نقش نمی‌آيد، خيز دلق آلوده‌ی صوفی به می ناب بشوی سفله‌طبع است جهان بر کرمش تکيه مکن ای جهان‌ديده ثبات قدم از سفله مجوی دو نصيحت کنمت بشنو و صد گنج ببر از در عيش درآ و به ره عيب مپوی شکر آن را که دگربار رسيدی به بهار بيخ نيکی بنشان و ره تحقيق بجوی روی جانان طلبی آينه را قابل ساز ور نه هرگز گل و نسرين ندمد ز آهن و روی گفتی از حافظ ما بوی ريا می‌آيد آفرين بر نفست باد که خوش بردی بوی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

Comments

0

Be the first to comment

Sign up now and become a member of the رواق / Ravaq community!

Get Started

1 month for 9 kr.

Then 99 kr. / month · Cancel anytime.

  • Podcasts kun på Podimo
  • 20 lydbogstimer pr. måned
  • Gratis podcasts

All episodes

616 episodes

episode بلبل به شاخ سرو به گلبانگ پهلوی ۴۸۶ artwork

بلبل به شاخ سرو به گلبانگ پهلوی ۴۸۶

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۸۶ مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن ویدیوی مربوط به نظریات نیچه رو در کانال تلگرام [https://t.me/seda_sokhan_eshq/560] می‌تونید ببینید بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی می‌خواند دوش درس مقامات معنوی يعني بيا که آتش موسی نمود گل تا از درخت نکته توحيد بشنوی جمشيد جز حکايت جام از جهان نبرد زنهار دل مبند بر اسباب دنيوی اين قصه‌ی عجب شنو از بخت واژگون ما را بکشت يار به انفاس عيسوی دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر کای نور چشم من بجز از کشته ندروی خوش وقت بوريا و گدایی و خواب امن کاين عيش نيست درخور اورنگ خسروی ساقی مگر وظيفه حافظ زياده داد کآشفته گشت طره‌ی دستار مولوی؟ Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

14. juli 20261 h 6 min
episode ساقیا سایه‌ی ابر است و بهار و لب جوی ۴۸۵ artwork

ساقیا سایه‌ی ابر است و بهار و لب جوی ۴۸۵

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۸۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ساقيا سايه‌ی ابر است و بهار و لب جوی من نگويم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی گوش بگشای که بلبل به فغان می‌گويد خواجه تقصير مفرما گل توفيق ببوی بوی يکرنگی از اين نقش نمی‌آيد، خيز دلق آلوده‌ی صوفی به می ناب بشوی سفله‌طبع است جهان بر کرمش تکيه مکن ای جهان‌ديده ثبات قدم از سفله مجوی دو نصيحت کنمت بشنو و صد گنج ببر از در عيش درآ و به ره عيب مپوی شکر آن را که دگربار رسيدی به بهار بيخ نيکی بنشان و ره تحقيق بجوی روی جانان طلبی آينه را قابل ساز ور نه هرگز گل و نسرين ندمد ز آهن و روی گفتی از حافظ ما بوی ريا می‌آيد آفرين بر نفست باد که خوش بردی بوی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

Yesterday57 min
episode تو مگر بر لب آبی به هوس بنشينی ۴۸۴ artwork

تو مگر بر لب آبی به هوس بنشينی ۴۸۴

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۸۴ فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن تو مگر بر لب آبی به هوس بنشينی ور نه هر فتنه که بينی همه از خود بينی به خدایی که تویی بنده‌ی بگزيده او که بر اين چاکر ديرينه کسی نگزينی گر امانت به سلامت ببرم باکی نيست بی‌دلی سهل بود گر نبود بی‌دينی ادب و شرم تو را خسرو مهرويان کرد آفرين بر تو که شايسته‌ی صد چندينی عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار ظاهرا مصلحت وقت در آن می‌بينی صبر بر جور رقيبت چه کنم گر نکنم؟ عاشقان را نبود چاره به جز مسکينی باد صبحی به هوايت ز گلستان برخاست که تو خوشتر ز گل و تازه تر از نسرينی شيشه‌بازی سرشکم نگری از چپ و راست گر بر اين منظر بينش نفسی بنشينی سخنی بی‌غرض از بنده‌ی مخلص بشنو ای که منظور بزرگان حقيقت‌بينی نازنينی چو تو پاکيزه‌دل و پاک‌نهاد بهتر آن است که با مردم بد ننشينی سيل اين اشک روان صبر و دل حافظ برد بلغ الطاقه يا مقله عيني بيني Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

12. juli 20261 h 0 min
episode سحرگه رهروی در سرزمینی ۴۸۳ artwork

سحرگه رهروی در سرزمینی ۴۸۳

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۸۳ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل سحرگه رهروی در سرزمينی همی گفت اين معما با قرينی که ای صوفی شراب آن گه شود صاف که در شيشه بماند اربعينی خدا زان خرقه بيزار است صد بار که صد بت باشدش در آستينی گر انگشت سليمانی نباشد چه خاصيت دهد نقش نگينی مروت گر چه نامی بی‌نشان است نيازی عرضه کن بر نازنينی ثوابت باشد ای دارای خرمن اگر رحمی کنی بر خوشه‌چينی نمی‌بينم نشاط عيش در کس نه درمان دلی نه درد دينی درون ها تيره شد باشد که از غيب چراغی برکند خلوت‌نشينی اگر چه رسم خوبان تندخویی‌ست چه باشد گر بسازد با غمينی؟ ره ميخانه بنما تا بپرسم مآل خويش را از پيش‌بينی نه حافظ را حضور درس خلوت نه دانشمند را علم اليقينی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

11. juli 20261 h 1 min