رواق / Ravaq

اتت روائح‌ رند الحمی و زاد غرامي ۴۶۹

49 min · Ayer
Portada del episodio اتت روائح‌ رند الحمی و زاد غرامي ۴۶۹

Descripción

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن اَتَت رَوائِحُ رَندِ الحِمیٰ وَ زادَ غِرامي فدای خاک در دوست باد جان گرامی پيام دوست شنيدن سعادت است و سلامت مَنِ المُبَّلِغُ عَنّي اِلیٰ سُعادَ سَلامي؟ بیا به شام غریبان و آب ديده‌ی من بین به سان باده‌ی صافی در آبگينه‌ی شامی اِذا تَغَرَّدَ عَن ذِي الاَراکِ طائِرُ خَيرٍ فَلا تَفَرَّدَ عَن رَوضِها اَنِينُ حَمامي بسی نماند که روز فراق یار سر آید رَاَيتُ مِن هَضَباتِ الحِمیٰ قِبابَ خيامي خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت قَدَمتَ خَيرَ قُدومٍ نَزَلتَ خَير مُقامي بَعِدتُ مِنکَ و قَد صِرتُ ذائِباً کَهِلالٍ اگر چه روی چو ماهت ندیده‌ام به تمامی و اِن دُعيتُ بِخُلدٍ و صِرتُ ناقِضَ عَهدٍ فَما تَطَيَّبَ نَفسي و مَا استَطابَ مَنامي امید هست که زودت به بخت نیک ببینم تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی چو سِلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ که گاه لطف سبق می‌برد ز نظم نظامی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

Comentarios

0

Sé la primera persona en comentar

¡Regístrate ahora y únete a la comunidad de رواق / Ravaq!

Empezar

2 meses por 1 €

Después 4,99 € / mes · Cancela cuando quieras.

  • Podcasts exclusivos
  • 20 horas de audiolibros / mes
  • Podcast gratuitos

Todos los episodios

599 episodios

Portada del episodio سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی ۴۷۰

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی ۴۷۰

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۷۰ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟ ساقیا جامی به من ده تا بياسايم دمی زيرکی را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت صعب روزی بوالعجب کاری پريشان عالمی سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی در طريق عشقبازی امن و آسايش بلاست ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نيست رهروی بايد جهان‌سوزی نه خامی بی‌غمی آدمی در عالم خاکی نمی‌آيد به دست عالمی ديگر ببايد ساخت وز نو آدمی خيز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهيم کز نسيمش بوی جوی موليان آيد همی گريه‌ی حافظ چه سنجد پيش استغنای عشق کاندر اين توفان نمايد هفت دريا شبنمی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

16 de jun de 20261 h 4 min
Portada del episodio اتت روائح‌ رند الحمی و زاد غرامي ۴۶۹

اتت روائح‌ رند الحمی و زاد غرامي ۴۶۹

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۹ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن اَتَت رَوائِحُ رَندِ الحِمیٰ وَ زادَ غِرامي فدای خاک در دوست باد جان گرامی پيام دوست شنيدن سعادت است و سلامت مَنِ المُبَّلِغُ عَنّي اِلیٰ سُعادَ سَلامي؟ بیا به شام غریبان و آب ديده‌ی من بین به سان باده‌ی صافی در آبگينه‌ی شامی اِذا تَغَرَّدَ عَن ذِي الاَراکِ طائِرُ خَيرٍ فَلا تَفَرَّدَ عَن رَوضِها اَنِينُ حَمامي بسی نماند که روز فراق یار سر آید رَاَيتُ مِن هَضَباتِ الحِمیٰ قِبابَ خيامي خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت قَدَمتَ خَيرَ قُدومٍ نَزَلتَ خَير مُقامي بَعِدتُ مِنکَ و قَد صِرتُ ذائِباً کَهِلالٍ اگر چه روی چو ماهت ندیده‌ام به تمامی و اِن دُعيتُ بِخُلدٍ و صِرتُ ناقِضَ عَهدٍ فَما تَطَيَّبَ نَفسي و مَا استَطابَ مَنامي امید هست که زودت به بخت نیک ببینم تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی چو سِلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ که گاه لطف سبق می‌برد ز نظم نظامی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

Ayer49 min
Portada del episodio که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی ۴۶۸

که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی ۴۶۸

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۸ فعلات و فاعلاتن فعلات و فاعلاتن که برد به نزد شاهان ز من گدا پيامی که به کوی بزم درد‌نوشان دو هزار جم به جامی؟ شده‌ام خراب و بدنام و هنوز اميدوارم که به همت عزيزان برسم به نيک‌نامی تو که کيميافروشی نظری به قلب ما کن که بضاعتی نداريم و فکنده‌ايم دامی عجب از وفای جانان که تفقدی نفرمود نه به نامه‌ای پيامی نه به خامه‌ای سلامی اگر اين شراب خام است اگر آن حريف پخته به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی ز رهم ميفکن ای شيخ به دانه‌های تسبيح که چو مرغ زيرک افتد نفتد به هيچ دامی سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی به کجا برم شکايت به که گويم اين حکايت که لبت حيات ما بود و نداشتی دوامی بگشای تير مژگان و بريز خون حافظ که چنان کشنده‌ای را نکند کس انتقامی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

14 de jun de 20261 h 5 min
Portada del episodio زآن می عشق کزو پخته شود هر خامی ۴۶۷

زآن می عشق کزو پخته شود هر خامی ۴۶۷

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۷ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن زان می عشق کزو پخته شود هر خامی گر چه ماه رمضان است بياور جامی روزها رفت که دست من مسکين نگرفت ساق شمشادقدی ساعد سيم‌اندامی روزه هر چند که مهمان عزيز است ای دل صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی مرغ زيرک به در خانقه اکنون نپرد که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی گله از زاهد بدخو نکنم رسم اين است که چو صبحی بدمد در پی‌اش افتد شامی يار من چون بخرامد به تماشای چمن برسانش ز من ای پيک صبا پيغامی آن حريفی که شب و روز می صاف کشد بود آيا که کند ياد ز دردآشامی؟ حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد کام دشوار به دست آوری از خودکامی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

13 de jun de 202657 min
Portada del episodio این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ۴۶۶

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ۴۶۶

«««««🍷می‌بهـا»»»»» [https://docs.google.com/document/d/1fXROfev74rufZRyvE_idulqClh5aM2gC1TKVot9Hb7E/edit?usp=drivesdk] غزل نمره ۴۶۶ مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن اين خرقه که من دارم در رهن شراب اولی وين دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم، چندان که نگه کردم در کنج خراباتی افتاده خراب اولی چون مصلحت‌انديشی دور است ز درويشی هم سينه پر از آتش هم ديده پرآب اولی من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت اين قصه اگر گويم با چنگ و رباب اولی تا بی‌سروپا باشد اوضاع فلک زين دست در سر هوس ساقی در دست شراب اولی از همچو تو دلداری دل برنکنم آری چون تاب کشم باری زان زلف به‌تاب اولی چون پير شدی حافظ از ميکده بيرون آی رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations [https://redcircle.com/ravaq/donations]

10 de jun de 202656 min