پادکست گمشده
در جزیرهای که هیچکس تصادفی نیامده، هرکدام زخمی از خانه آوردهاند؛ جک، میان سایهی پدرش جا مانده لاک، هنوز دنبال ایمانیست که از او دریغ شد ساویر، در چرخهی انتقام میچرخد و کلر میترسد مادر خودش شود .اینجا حرف از نجات نیست حرف از دیدنِ زخمیست که اسمش «خانواده» است
4 Folgen
Kommentare
0Sei die erste Person, die kommentiert
Melde dich jetzt an und werde Teil der پادکست گمشده-Community!